حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
268
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
دلاوران آنان كه در اسلام اندك هستند ، عبارتند از : مالك بن حارث اشتر نخعى ، سعد بن قيس همدانى ، عروة بن زيد طايى ، فرمانده نبرد ديلم و عبد الرحمن بن محمد اشعث كندى . ابوبكر گفت : او همان كسى است كه قطيفهء حضرت حسين بن على ( ع ) را دزديد و مردم كوفه ، او را عبد الرحمن قطيف ناميدند ؛ شايسته است كه نامى از وى به ميان نياورى . ابوالعباس از كلام ابو بكر خنديد . ابن عياش گفت : او كسى است كه مردم كوفه و بصره و گروهى از اهل عراق و تمامى قبايل عرب در كوفه به او پيوستند كه تنها يكى از آن قبيلهها در بصره است و حضرت على بن ابى طالب ( ع ) دربارهء آنها چنين سرود : اگر دربان بهشت بودم به قبيلهء همدان مىگفتم با سلامت و امنيت وارد بهشت شويد « 1 » . ابو بكر گفت : كسانى را كه نام بردى ، قاتلان حسين بن على ( ع ) و اهل بيتش و يا كسانى بودند كه آنها را يارى نكردند يا اموالشان را ربودند و سينههايشان را زير سم اسبان لگدمال كردند . ابن عياش گفت : تفاخر را كنار گذاشتى و به سرزنش رو آوردى ، شما پدرش على بن ابى طالب ( ع ) را كشتيد ، در روز عاشورا ، چهل تن از هفتاد نفرى كه همراه امام حسين ( ع ) به شهادت رسيدند اهل كوفه بودند و هر يك قبل از شهادت ، دشمن خود را كشت . ابوبكر گفت : مردم كوفه ، رابطهء خويشاوندى را گسستند و به بيگانگان پيوستند . آنها به امام حسين ( ع ) نوشتند ما يك صد هزار نفر همراه تو هستيم و او را فريب دادند و هنگامى كه امام ( ع ) آمد ، بر وى تاختند و امام ( ع ) و خاندانش را از كوچك و بزرگ به شهادت رساندند ، سپس به خونخواهى او رفتند ، آيا هيچ كس چنين ماجرايى شنيده است ؟ ابن عياش گفت : ابو عبد اللّه جدلى از مردم كوفه بود و هنگامى كه ابن زبير ، خاندان
--> ( 1 ) - و لو كنت بوابا على باب جنة * لقلت لهمدان ادخلى بسلام